نقده کردستان

نقده کردستان

موقعیت شهرستان

شهرستان نقده در قسمت جنوبی استان آذربایجان غربی ایران قرار دارد و مرکز آن شهر نقده‌است. این شهرستان در دشت نقده واقع شده و دشتی حاصل‌خیز است در اوایل آبادانی این سرزمین برنج یکی از عمده محصولات زیر کشت آن بوده و از شمال به دریاچه ارومیه اشراف دارد. دارای باغ‌های سیب و انگور بی‌مانند به طور عمده می‌باشد.

شهرستان نقده در استان آذربایجان غربی با پهنه‌ی حدود 10 کیلومتر مربع در جنوب استان قرار دارد بر اساس کاوشهای باستانشناسی شکل گیری آن را 7000 سال پیش از میلاد تخمین می‌زنند تپه حسن لو نیز با قدمت 6000 ساله یکی از مناطق تاریخی و فرهنگی این شهرستان می‌باشد که جام زرین حسنلوکه مربوط به 700 سال پیش از میلاد است همراه اشیاء بسیار زیاد دیگر نیز از این تپه باستانی پیدا شده است. بر اساس مستندات باستان شناسی این تپه در طول اعصار مورد سکونت اقوام آشوریها ، ماننا و مادها بوده است.

جمعیت این شهرستان طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۱۱۷٬۸۳۱ نفر بوده‌است که از این تعداد ۵۹٬۲۵۰ نفر آنان مرد و ۵۸۵۸۱ نفر آنان زن بوده‌اند.

از جمله صاحب نامهای محاصر این شهرستان می‌توان از زنده یاد محمد اوراز کوهنورد نامی جهان و مولود بایزیدی قهرمان کاراته که جزء شش نفر اول کشور در این رشته می باشد و محسن شادی که در رشته قایقرانی فعالیت دارند.

معانی نقده

نقده به عقیده ترک زبانان از واژه‌ی نقیده به معنای آبادی نقی آمده است و به گفته ایشان نقی یکی از فرمانروایان (خان) روستا بوده است اما به عقیده کرد زبانان این نمی‌تواند درست باشد زیرا کمتر اتفاق افتاده است که نام یک شهر را از حاکمی که زمانی در آن حکمرانی داشته است انتخاب گردد زیرا در اثر تغییر و تحول اعصار حاکمان از بین رفته‌اند و حاکمانی جدید بر سر کار آمده‌اند و مطمئنا ایشان نام رقیب پیشین خود را بر ملکی که اکنون خویش بر آن حکومت می‌کنند نمی‌توانند تحمل کنند و حتی در کتابهای تاریخی معتبر نیز نامی از این حاکم وجود نداشته است فقط در چند کتاب آن هم از کتبی که توسط خود ترک زبانان نوشته شده است بنابر این این استدلال نمی‌تواند درست باشد. از نظر کرد زبانان نقده از دو واژه‌ی "نق" با فتحه روی "ن" و "ق" ( نَقَ) و یا به صورت کردی " نه‌قه "و "ده" که همانطور که کرد زبانان متوجه شده‌اند نه‌قه در زبان کردی به لاکپشتهای کوچکی که در آب زندگی می‌کنند گفته می‌شود ، در شهرستان نقده به دلیل آبخیز بودن و مجاورت با رودخانه مقدار بسیار زیادی از این جانداران در روستای نقده در گذشته وجود داشته است و حتی به گفته‌ی ریش سفیدان تا قبل از انقلاب نیز مقدار بسیاری از آنها وجود داشته‌اند که هرجایی میشد انها را دید اما به تدریج به دلیل خشک سالی و ورود فاظلابها به رودخانه مقدار آنها از بین رفته است که وجود این لاکپشتها را هیچ کس نمی‌تواند انکار نماید بنابر این بر اساس این استدلال نقده به معنای روستای لاکپشت‌های آبی ، که بدون دخل و تصرف در شکل کلمه و نحوه‌ی تلفظ کلمه این معنا بسیار منطقی تر و نزدیک به واقعیت می‌باشد.

در بین اهالی بومی منطقه شهرستان نقده به دو صورت دیگر نیز نامیده می‌شود . در بین ترک زبانان با دو تلفظ به نام سلدوز یا سولدوز که به صورت تحت الفظی به معنای سول "کنار" دوز" نمک" می‌باشد که در واقع این معنا را میرساند که این شهرستان زمانی به دریاچه‌ی ارومیه بسیار نزدیک بوده است که بر اساس اسناد تاریخی این شهرسان یا منطقه همیشه بسیار سرسبز بوده است که همچنان که همگی میدانید دریاچه ارومیه به دلیل حجم زیاد نمک زمینهای اطراف را تبدیل به شوره زار نموده که امکان رویش علف هرز نیز در آن امکان پذیر نمی‌باشد. در میان کرد زبانان نیز نقده با نام سندوس نیز نامیده می‌شود یا به صورت کاملتر "ده‌شتی سندوس " به معنای دشت سندوس که سندوس از لغات کردی به معنای "دشت سرسبز و حاصلخیز" می‌باشد که با توجه به شرایط منطقه می‌توان معنای حاصلخیز را نزدیکتر به دشت زیبای نقده دانست این لغت بارها در کتب تاریخی کرد زبانان و حتی شرق شناسان همراه دو کلمه دیگر "لاجان " و"پیران" به چشم می‌خورد (منطقه لاجان که در بین مردم منطقه گاهی به شهرستان پیرانشهر نیز اطلاق می‌گردد در واقع دشت اطراف پیرانشهر است که به طرف شهرستان نقده متمایل است و پیران دشت پیران است که به طرف سردشت متمایل می‌گردد که نام شهرستان نقده نیز از پیران یعنی شهر پیران ( که یک قوم بزرگ نیز بوده است ) گرفته شده است. لازم به توضیح است که معانی لغات ترکی از منابع ترک زبانان گرد آوری شده است و شخصا معنا نکرده‌ام. زمان سکونت ترک زبانان به سال 1245 هجری قمری بر می‌گردد که ایل قره پاپاق از شوروی سابق بر اساس موافقت نامه‌ای که با حکومت آن عصر ایران داشته اند به این منطقه و مناطق شمال آذربایجان غربی کوچانیده شده اند که مطوئنا افرادی که به صورت اندکی با تاریخ آشنایی دارند این مسئله را بارها مشاهده نموده‌ و ماجرای آن نیز برای شما روشن می‌باشد (باز لازم به یادآوری می‌باشد که این شهرستان 7000 سال پیش از میلادبه وجود آمده است).

 

طبقه بندی زبانهای دنیا و مقدمه‌ای بر زبان

طبقه بندی زبانهای دنیا و مقدمه‌ای بر زبان

زبان شناسان زبانهای زنده دنیا را توسط فاكتورهای مختلفی مورد بررسی و طبقه بندی قرار می دهند تعدادی از این فاكتورها عبارتند از تعداد افرادی كه در دنیا به این زبان تكلم میكنند ، میزان پراكندگی آن ، وجود مشاهیری كه با آن زبان تكلم میكنند ، میزان دلبستگی كسانی كه آن زبان زبان مادری آنهاست، به آن زبان ، تعداد كتب و نوشته ها ، و در عصر حاضر میزان گسترگی این زبان در اینترنت و تلاش زبانشناسان زبان مربوطه برای به روز كردن آن زبان با پیشرفت تكنولو‍ژی و ... كه تعدادی از اینها در زیر آمده است و سپس طبقه بندی ذكر شده است . كه نشان می دهد زبان كردی تا چقدر غنی میباشد كه با تمام تلاشهایی كه كشورهای بسیاری برای دشمنی با این زبان كرده اند باز در رتبه قابل قبولی نسبت به زبانهای دیگر دنیا قرار گرفته است ..

منبع : مجله بین المللی

ایجاد نظم در بی نظمی زبانی بابلی* لوئی ژان کالوه در مخالفت بااصل سیاسی – زبانی مبنی بر اینکه همه زبان ها برابرند تلاش می کند تا مجموعه بسیار پراکنده ای را ساماندهی کند که زبان های جهان تشکیل می دهند . او با بررسی افراد دوزبانه و قرار دادن معیارهای معتبر در برابر همدیگر تلاش می کند تا نمایه ای تطبیقی از زبان های دنیا را ارائه کند ... حدود هفت هزار زبان بر روی کره زمین شمرده شده است و اگر ملاحظه کنیم که تقریبا دویست کشور وجود دارد به صورت میانگین برای هر کشور تعداد سی و پنج زبان هست . البته این میانگین ها ، میانگینی بیش نیستند . بعضی کشورها مانند هند، کامرون،کنگو یا مکزیک دارای تکثر زبانی فراوانی هستند .دیگر کشورها مانند ایسلند بروندی از تکثر کمتری برخوردارند . از طرفی این پراکندگی نابرابر زبان ها در مقیاس قاره ای نیز وجود دارد . بعضی قاره ها مانند آفریقا ( که 30 درصد زبان ها در آن تکلم می شود) یا آسیا ( 33 درصد )از نظر زبانی غنی هستند در حالی که اروپاازاین حیث به طرزی خاص فقیر است ( 3 درصد زبان های دنیا در آن تکلم می شود ) . اما تکثر زبانی در همه جا هست ما همیشه با زبان ها مواجه هستیم و می توانیم دو نگاه متفاوت به آن بیافکنیم . نگاه اول به توصیف تک تک آن ها بسنده می کند . نگاه دیگر که جامعه را از نظر زبانی مورد بررسی قرار می دهد که همان نگاه جامعه شناختی زبانی می باشد .

مدل دوزبانگونگی: جامعه شناسی زبان در دهه شصت تلاش کرده است تا این وضعیت های تکثر زبانی را با قرار دادن آن ها در بررسی های خود مورد توجه قرار دهد. امروزه چیز مهمی از آن باقی نمانده است بجز مدل پیشنهادی چارلز فرگوسون "مدل دوواژگانی" یعنی زندگی مسالمت آمیز دو شکل یک زبان که تحت عنوان گونه " فرادست " و گونه " فرودست " در آمده اند. بدین ترتیب وضعیت دوواژگانی کشورهای عربی ( عربی کلاسیک/ عربی" لهجه ای" ) هائیتی ( زبان فرانسه / زبان کرئول ) یونان ( کاتارووسا / یونانی عامی ) یا سوئیس آلمانی زبان ( آلمانی سوئیس ) را از نظر پراکندگی اجتماعی کاربرد ها توصیف می کرد. بر این نظر بود که فرد با والدین و دوستانش به گونه " پایینی " ( عربی لهجه ای، کرئول ... ) صحبت می کند اما در سر کار یا برای نوشتار از گونه " بالایی " ( عربی کلاسیک، فرانسه ... ) استفاده می کند . بدین ترتیب حالت دوزبانگونگی مدت مدیدی به عنوان یک مدل موثر و کارا تلقی شده است سپس از سوی آندسته از زبانشناسان مورد بحث قرار گرفته است که در جنبش های آزادی خواهانه یا مطالبات زبانی مشغول هستند . بر خلاف آنچه که فرگوسون نوشته بود آن ها خاطر نشان می کردند که دوواژگانی یک وضعیت یکنواخت میان دو صورت زبانی نیست بلکه بیشتر یک وضعیت کشمکش یا سرکوب می باشد . آنان در باره وضعیت زبان کرئول زبانان یا کاتالان زبان ها این چنین نشان می دادند که از یک طرف زبان قدرت نخبگان دنیای سیاست و فرهنگی و از طرف دیگر زبان عامی وجود دارد و این باعث شد ه بعضی ها از میان آنان پیشنهاد کنند که نظام سلطه بر چیده شود . به عنوان مثال در مورد زبان کاتالان کاری شود که به این زبان همان نقشی داده شود که تاکنون زبان اسپانیولی ایفا کرد ه است این همان چیزی است که روابط تنگاتنگ میان جامعه شناسی زبان و سیاست های زبانی را تبیین می کند .هرچه که باشد ما در اینجا فقط توصیف وضعیت های محدود و جزئی را داریم چون دو گونه ای که " بالایی " و " پایینی " تلقی شده اند فقط دو صورت از میان تعداد زیاد دیگری بوده اند . به عنوان مثال شاید میان دو صورت زبان آلمانی بخشی از سوئیس حالت دوواژگانی وجود دارد اما در آنجا زبان فرانسه نیز تکلم می شود همچنین زبان های مختلف مهاجران مانند پرتغالی، کردی، ایتالیایی، ترکی...وجود دارد و این یعنی وضعیت خیلی پیچیده است.

مدل جاذبه ای : برای توصیف این پیچیدگی ( زبانی ) بابلی است که که در سال 1999 مدل " جاذبه ای " را پیشنهاد کردم (1) که از این نظر ناشی می گردد که می توان با در نظر گرفتن این که زبا ن ها در میان خود به واسطه افراد زبانی به هم مرتبط هستند می توان در میان این بی نظمی نظمی را حاکم نمود . بنابراین نظام دو زبانی طبقه بندی آن ها به ما امکان می دهد روابط میان این زبان ها را از نظر جاذبه ارائه کنیم .حول یک زبان کاملا محوری ( مانند انگلیسی ) که سخنورانش گرایش شدیدی به تک زبانی بودن دارند در این صورت حدود ده زبان فرامحوری ( مانند فرانسه اسپانیولی عربی چینی هندی مالایی ... ) جذب می شوند که سخنورانش به هنگام دوزبانی بودن یا زبان کاملا محوری یا یک زبان فرامحوری هم سطح آن را یاد می گیرند . حول این زبان های فرامحوری حدود صد الی دویست زبان مرکزی جذب می شوند که آن ها نیز به نوبه خود محور جذب چهار الی پنج هزار زبان محیطی هستند ( به طرح مدل جاذبه ای مراجعه شود ) . بنابراین در هر یک از سطوح این نظام دو گرایش ظهور می یابند یکی در جهت دوزبانی گری " افقی " ( یادگیری یک زبان همسطح زبان خود ) و دیگری در جهت دوزبانی گری عمودی ( یادگیری یک زبان دارای سطح برتر ) در حالیکه این دو گرایش پایه مدل بنده هستند . این سازماندهی از نظر نوعی آمار زبان های دنیای یک سلسله مراتب نیست بلکه شکل ظاهری ناشی از یک اصل سازمان دهنده می باشد. یعنی یک زبان فرامحوری به هیچ وجه نسبت به یک زبان فرامحیطی " برتر " نیست بلکه صرفا جایگاهی متفاوت را در دامنه زبانی جهانی شدن طبق توصیف بنده به خود اختصاص داده است و این صورت ظاهری عملا هر روز تایید می شود . به عنوان مثال یک فرد دوزبانی بامبارا / فرانسوی در کشور مالی در 99 درصد موارد زبان اولش بامبارا می باشد و یک فرد یک زبانی آلزاسی / فرانسوی همیشه زبان اولش آلزاسی است . یک فرد دوزبانی کابیلی / عربی در الجزایر تقریبا همیشه زبان اولش کابیلی می باشد و... مطمئنا می توان مثال ها را بی نهایت افزایش داداما این ها کافی است تا به ما نشان دهد که پایه این سازماندهی جاذبه ای شاهدی است بر روابط زور . سازماندهی جهانی روابط میان زبان هایی که می خواهیم این مدل جاذبه ای را درباره شان بکار ببریم به نوعی تصویری است از یک روند ناپایدار روابط زور . امروز زبان انگلیسی نقطه اوج آن می باشد که زبانی کاملا محوری است اما واضح می باشد که این وضعیت می تواند متحول شود و یک زبان دیگر در آینده می تواند این جایگاه را بگیرد . کدام زبان ؟ پیش بینی آن آسان نیست همان قدر که شاید زبان محوری آتی هنوز وجود ندارد یا متوجه آن نیستیم .

طبقه بندی 88 زبان اول دنیا بر اساس مجموع ارزشها؛:

1- انگلیسی 2- فرانسه 3- اسپانیولی 4- آلمانی 5- ژاپنی 6- هلندی 7- عربی 8- سوئدی 9- ایتالیایی 10- دانمارکی 11- ایسلندی 12- فنلاندی 13- رومی 14- روسی 15- لهستانی 16-پرتغالی 17- نروژی 18- ( چینی ) ماندرین 19- عبری 20- چک 21- اسلوونی 22- مجاری 23- کره ای 24- ارمنی 25- استونی 26- ترکی 27- یونانی 28- کاتالانی 29- اسلوواکی 30- کروواتی۳۱- کردی 32- بلاروسی 33- آلبانیایی 34- رومانیایی 35- کیروندی / رواندایی36- تاگالوگ 37- هندی 38- باهاسا 39- بلغاری 40- فارسی 41- صربی 42- قزاقی 43- هاائوسائی 44- پئول 45- پنجابی 46- سواحیلی 47- آذری 48- بنگالی 49- مینی 50- هاکا 51- ویسایان / سبوئانو 52- اردو 53- سیندی 54- ویتنامی 55- بامبارا 56- ازبکی 57- یوروبا 58- پشتو 59- تامول 60- نپالی 61- گوارانی 62- ایگبو 63- تایلندی 64- جاوانایی 65- یوئه 66- ووئی 67- اکراینی 68- خمری 69- آفریقایی 70- سودانی 71- گرجی 72- بوجپوری / بیهاری 73- خیانگ 74- مادوری 75- گانی 76- ژوانگی 77- گوجاراتی 78- تلوگو 79- ماراتی 80- مالایی 81- سینگالی 82- راجاستانی 83- کاننادا 84-اوریایی 85- آمهاریک 86- آسامایی 87- شونا 88- بیرمانی

اهمیت زبانها: این موضوع سوالات دیگری را مطرح می‌کند. چگونه می توان اهمیت نسبی زبان ها را اندازه گرفت؟ چگونه عناصری را بشناسیم که شاید در وضعیت کنونی عناصر تحول را بیان دارند؟ در کل هنگامی که درباره اهمیت یک زبان سوال می‌کنیم به تعداد سخنوران آن اشاره می‌کنیم یعنی هر چه تعداد سخنوران یک زبان بیشتر باشد به همان میزان " اهمیت " آن زیاد می باشد . نگرانی این است که به عنوان مثال زبان چینی تعداد سخنورانش بیشتر از انگلیسی می باشد در تعداد کشورهای خیلی محدودتری وجود دارد به واسطه ترانه و آواز و سینما كمتر گسترش یافته و در اینترنت کمتر به کار رفته است و ... به عنوان مثال زبان های که بیشترین تعدادسخنوران را در جهان دارند عبارتند از : 1- ( چینی ) ماندرین 2- انگلیسی 3- هندی 4 – اسپانیولی 5- روسی 6- باهاسا 7- پرتغالی 8- بنگالی 9- عربی10- اردو 11-ژاپنی 12-فرانسه این تنها طبقه بندی ممکن نیست . اگر تعداد کشورهایی رادر نظر بگیریم که این زبان ها در آن رسمی یا در کنار زبانی دیگر رسمی هستند در این صورت ترتیبی متفاوت بدست می آوریم. 1- انگلیسی 2- فرانسه 3- عربی 4- اسپانیولی 5- پرتغالی 6- آلمانی 7- مالایی 8- چینی و ... اگر اکنون جایگاه زبان ها را در اینترنت در نظر بگیریم یک سلسله مراتب دیگر مطرح می شود : 1- انگلیسی 20/35 درصد 2- چینی 70/13 درصد 3- اسپانیولی 9درصد 4- ژاپنی 40/8 درصد 5- آلمانی 90/6 درصد 6- فرانسوی 20/4 درصد 7 – کره ای 90/3 درصد 8- ایتالیایی30/3 درصد 9- پرتغالی 10/3 درصد 10- مالایی 80/1 درصد 11- هلندی 70/1 درصد12- عربی 70/1 درصد. همچنین می توانیم تعداد جوایز ادبی نوبل را در نظر بگیریم که به نویسندگان این زبان‌ها اهدا شده است که به این صورت می شود: 1- انگلیسی 2- فرانسه 3- آلمانی 4- اسپانیولی 5 – روسی 6- ایتالیایی 7- سوئدی 8- دانمارکی 9- چک 10- هلندی11- لهستانی 12- ژاپنی و... می بینیم که بعضی زبان ها تقریبا همیشه در صدر قرار دارند حالا عامل آن هر چه که باشد و دیگر زبان ها فقط در بعضی فهرست ها ظاهر می شوند ( مثلا زبان پرووانسالی بنگالی یا ییدیش ( عبری اروپای مرکزی و شرقی ) برای جایزه نوبل ) . با توجه به این ملاحظات می باشد که فهرستی از زبان های دنیا را ارائه داده‌ایم که عبارتند از مجموعه ای از عوامل ( تعداد سخنور، حضور در اینترنت، تعداد کشورهایی که زبان در آن رسمی است، جریان ترجمه به و از آن زبان، تولید و صدور فیلم کتاب موسیقی، جایزه ادبی نوبل، میزان رشد جمعیت کشورهایی که آن زبان در آنجا تکلم می شود، وجود نرم افزار پردازش متن اصلاح کننده املا و ... ) که طبقه بندی زبان های دنیا را از نظر " اهمیت " شان به این صورت ارزیابی شده بدست آورده ایم. این فهرست پس از اتمام در اینترنت در دسترس قرار خواهد گرفت و به به صورت منظم از نظر تغییر و تنوع عوامل مورد نظر به روز خواهد شد (2). در مرحله اول تعداد زبان های مورد نظر را محدود خواهیم کرد( زبان هایی که بیش از ده میلیون نفر به آن سخن می گویند ) تا به تدریج این فهرست را گسترش دهیم که تمام زبان ها را در بر گیرد . بنابراین فهرست مقایسه ای زبان های جهان یک ابزار مرجع ایجاد خواهد کرد یعنی محلی برای حقایق جامعه شناسی زبان که حرکت های زبانی وتغییرات روابط میان زبان ها را همزمان با جهانی شدن قابل درک خواهد نمود. این خود به تصمیم گیری از نظر سیاست زبانی ( سیاست تدریس زبانها، ارتقا بعضی زبان ها و ... ) که بر پایه عوامل هدف هستند کمک خواهد نمود ..

 

نوشته ی:پروفسورلوئی ژان کالوه

ترجمه ی : علی بلخکانلو

 

کرمانشاه و دلیل فارسی حرف زدن

 

**********************************************

*کرمانشاه و علت فارسی حرف زدن کرمانشاهی ها*

**********************************************

سه‌رچاوه‌ مێژوویه‌كان ده‌یسه‌لمێنن، كه‌ كرماشان شارێكی‌ كوردیه‌. "ناسرالدین شاه‌" له‌سه‌فه‌رنامه‌كه‌ی‌ سه‌باره‌ت بۆ كرماشان ئاوا باس ده‌كات: "كرماشان شارێكه‌ پێكهاتووه‌ له‌خێڵه‌كانی‌ كه‌ڵهۆڕ، زه‌نگنه‌، گۆڕان‌و سه‌نجاوی‌‌و هتد...) هه‌روه‌ها رۆژهه‌ڵات ناسێكی‌ ئالمانی‌ كه‌ سه‌ردانی‌ كرماشانی‌ كردووه‌ ده‌ڵێت: "كرماشان تا ساڵی‌ 1903 فارسی‌ تێدا نه‌بووه‌ ته‌نیا له‌20كه‌س نه‌بێت كه‌ ئه‌وانیش وه‌كو كۆمپه‌ر بۆكاركردن هاتوونه‌ته‌ ئه‌م شاره‌".

هه‌ڵكه‌وتی‌ جوگرافی‌‌و ستراتیژی‌ ئه‌م ناوچه‌یه‌ ده‌كه‌وێته‌ سه‌ر 3 رێگای‌ به‌ناوبانگ‌و گرنگ له‌رێگای‌ ئاوریشم 2رێگای‌ شاهه‌نشاهی‌ 3رێگای‌ گه‌وره‌ی‌ خۆراسان كه‌ ده‌كرێ‌ وه‌كو ده‌روازه‌ی‌ ئاسیا سه‌یری‌ بكه‌ین گرنگی‌ دیكه‌زاگرۆش نشینه‌كان له‌وه‌دایه‌ كه‌ زۆربه‌ی‌ له‌شكه‌ركێشییه‌كان‌و شه‌ره‌ مێژوویه‌كانی‌ به‌ناوبانگ وه‌كو هێرشی‌ عه‌ره‌ب سه‌ركوردستان‌و ئێران، هێرشی‌ ئه‌سكه‌نده‌ر بۆ ئێران، شه‌ری‌ عێراق‌و ئێران‌و هتد...) له‌م ناوچه‌یه‌ ده‌ستی‌ پێكردووه‌‌و هه‌لایه‌ك بتوانیت له‌سه‌ر ئه‌م ناوچه‌یه‌ زاڵ‌ بێت ئه‌وا سه‌ركه‌وتنی‌ خۆی‌ مسۆگه‌ر ده‌كات بۆیه‌ به‌رده‌وام داگیركه‌ران‌و دۆژمنانی‌ گه‌لی‌ كورد هه‌ستیان به‌گرنگی‌ ناوچه‌كه‌ كردووه‌‌و هه‌وڵی‌ زاڵ‌ بوون له‌سه‌ر ئه‌م ناوچه‌یانه‌ داوه‌‌و به‌داخه‌وه‌ تا راده‌یه‌كی‌ به‌ره‌چاو توانیویانه‌ له‌م سیاسه‌ت پێشكه‌وتون به‌ده‌ست بێنن.

رۆژگارێك (له‌سه‌رده‌می‌ مه‌شروته‌) هه‌ر له‌ده‌شتی‌ خانه‌قین هه‌تا مایه‌شت‌و سه‌نجاوی‌ سه‌ركرده‌یه‌كی‌ گه‌وره‌ی‌ كورد "داوودخانی‌ كه‌ڵهۆر" هه‌موو خێڵه‌كان‌و عه‌شره‌ته‌كانی‌ موكریان، هه‌ورام، جاف، سه‌نجاوی‌ لۆر‌و له‌ك بۆ دامه‌زراندنی‌ كیانێكی‌ سه‌ربه‌خۆ كۆ ده‌كاته‌وه‌‌و له‌سه‌ر ئامانج‌و خه‌بات‌و به‌شداری‌ كردنی‌ دژی‌ مه‌شروته‌ بۆ هاوریه‌كانی‌ ئه‌وا باس ده‌كات: "ئێمه‌ ده‌بێ‌ وه‌كو كه‌ریم خانی‌ زه‌ند كه‌ توانی‌ بێته‌ پاشای‌ ئێران بتوانیم به‌سه‌ر ئێران دا زاڵ‌ بین‌و ئه‌گه‌ر نه‌مانتوانی‌ ئه‌وا كیانێكی‌ سه‌ربه‌خۆ له‌م ناوچه‌یه‌ پێكدێنین چون هه‌م سوپامان هه‌یه‌‌و هه‌م لێهاتووین".

ئه‌مه‌ هه‌ستی‌ نه‌ته‌وه‌یی‌ ئه‌م كه‌ڵه‌ پیاوه‌ ده‌رده‌خات كه‌چی‌ به‌داخه‌وه‌ ئێستا كه‌ رۆڵه‌كانی‌ تووشی‌ قه‌یرانێكی‌ پێناسه‌ بوونه‌ته‌وه‌‌و ئیدی‌ كوردی‌ ئاخاوتن لای‌ هه‌ندێك له‌م خه‌ڵكه‌ سه‌رشۆری‌‌و شه‌رم‌و دواكه‌وتوویی‌‌و ئه‌گه‌ر كه‌سێك له‌شاره‌كانی‌ دیكه‌ی‌ كوردستانیان له‌شوێنكی‌ تر سه‌ردانی‌ ئه‌م شاره‌ بكات وا هه‌ست ده‌كات كورده‌كان میوانن‌و كۆچیان كردووه‌ بۆ ئه‌م شاره‌‌و فارسه‌كانیش ئه‌گه‌ر به‌دوای‌ مێژوو په‌یدابوونی‌ ئه‌م زمانه‌ی‌ ئێستا كه‌ وه‌كو تاعون هاتووه‌ ناو كۆمه‌ڵگای‌ كرماشان واته‌ فارسی‌ كرماشانی‌! كه‌ نه‌فارسییه‌كی‌ روونه‌‌و نه‌كوردێكی‌ پۆخت ده‌مانباته‌وه‌ بۆ سه‌رده‌می‌ دامه‌زراندنی‌ حكومه‌تی‌ قاجار له‌ئێراندا‌و په‌ره‌سه‌ندنی‌ دام‌و ده‌زگا ئیداری‌‌و ناردنی‌ خزم‌و كه‌س‌و كاری‌ نزیك به‌ده‌رباری‌ شاه‌ بۆ ناوچه‌كانی‌ دیكه‌ ئێران كه‌ هه‌موویان فارس‌و به‌زمانی‌ فارسی‌ قسه‌یان ده‌كرد. به‌س بوو تاخه‌ڵكی‌ نه‌خوێنه‌وار بۆ پێوه‌ندی‌ گرتن له‌گه‌ڵ‌ ده‌سه‌ڵات‌و حكومه‌ت پێویست بوو فێری‌ زمانی‌ فارسی‌ بن.

سه‌ره‌تا توێژی‌ بازاری‌ كه‌ بۆ كڕینی‌ شتومه‌ك‌و پێوه‌ندی‌ بازه‌رگانی‌ كه‌ له‌ناوه‌ند (تاران) بوو ده‌ستی‌ پێكرد هه‌ندێك جار به‌هۆی‌ لاوازی‌‌و نه‌خوێنه‌واری‌ له‌فارسی‌ ئاخاوتن دا تووشی‌ كێشه‌ ده‌بوون بۆ پركردنه‌وه‌ی‌ ئه‌م بۆشاییه‌ وشه‌ی‌ كوردیان تێكه‌ڵ‌ دواتر په‌یتا په‌یتا له‌لایه‌ن توێژه‌ جۆراوجۆر پێشوازی‌ لێكرا به‌فارسی‌ كرماشانی‌كه‌ هیچ بنه‌مایه‌كی‌ ئاكادمی‌ نه‌له‌باری‌ نوسین‌و نه‌پێشینه‌ی‌ مێژووی‌ نه‌بوو ده‌كه‌وێته‌ ناو كۆمه‌ڵگا‌و به‌فه‌رمی‌ له‌لایه‌ن كاربه‌ده‌ستان ئه‌وكاته‌ پێشوازی‌ ده‌كرێت. لێره‌دا پرسیارێك دێته‌ گۆرێ‌ ئاخۆ بۆچی‌ پێشوازی‌ لێكرا؟ ئه‌گه‌ر كه‌سێك به‌زمانی‌ فارسی‌ بدوایه‌ له‌داب‌و نه‌ریتی‌ فارسی‌ پێره‌وی‌ بكردبایه‌ له‌لایه‌ن خه‌ڵك رێز‌و حۆرمه‌تی‌ تایبه‌تی‌ هه‌بوو ئیدی‌ كاتێك به‌م ئاسانییه‌ به‌هاو رێزی‌ كۆمه‌ڵایه‌تی‌ به‌ده‌س دێت بۆچی‌ ئه‌وان كه‌ڵكی‌ لێوه‌ر نه‌گرن! له‌سه‌ره‌تا ئه‌وانه‌ دوور له‌چاوی‌ خزم‌و كه‌س‌و كاری‌ خۆیان به‌فارسی‌ ئه‌دوان ته‌نانه‌ت له‌نێو ماڵ‌ هه‌ر به‌كوردی‌ قسه‌یان ده‌كرد به‌ڵام له‌شوێنه‌ گشتیه‌كان زمانی‌ خۆیان ده‌گۆرا‌و ده‌بوون به‌فارس. به‌ره‌به‌ره‌ ئه‌گه‌ر كه‌سێك ده‌چوو بۆ بازار‌و بۆ ئه‌وه‌ی‌ خۆی‌ له‌كه‌سانێكی‌ لادێ‌‌و گۆندی‌ جیابكاته‌وه‌ به‌م فارسییه‌ ده‌هاته‌ ئاخاوتن. ئه‌م شه‌پۆلی‌ فارسی‌ وتنه‌ زوو له‌نێوان خه‌ڵك په‌ره‌ی‌ سه‌ند‌و حكومه‌ته‌كانی‌ یه‌ك له‌دوای‌ یه‌ك كه‌ڵكیان لێ‌ وه‌رگرت تاكو ئێستا وه‌كو دیارده‌یه‌كی‌ به‌رچاو ماوه‌ته‌وه‌ ململانییه‌ ده‌گاته‌ ده‌زگای‌ راگه‌یاندنی‌ دۆژمنانی‌ كورد‌و جوانی‌ سیمای‌ خۆی‌ پیشان ده‌دات ئه‌لبه‌ت ئه‌وان فاكته‌رێكی‌ به‌هێزی‌ دیكه‌یان به‌ده‌سته‌وه‌ بوو. واته‌ ئایین به‌دوو به‌ره‌كی‌ خستنه‌ ناو نه‌ته‌وه‌كه‌مان (شیعه‌‌و سۆنی‌، سنه‌یی‌‌و كرماشانی‌، جاف كرماشانی‌، وه‌....هتد) كه‌ له‌سه‌رده‌می‌ رزاخان ده‌گاته‌ لوتكه‌‌و تزی‌ یه‌كپارچه‌یی‌ ئێران‌و یه‌ك زمانی‌ ده‌س پێده‌كا به‌ڵام به‌شێكی‌ زۆریش له‌خه‌ڵك به‌رامبه‌ر به‌م پیلانه‌ هه‌ڵوێستی‌ خۆیان به‌شێوازی‌ جۆراوجۆر وه‌كو شێعر قسه‌ گرتووه‌ نیشان ده‌دا بۆ نمونه‌:

خۆم كرماشانی‌ فارسی‌ نییه‌زانم

وه‌زووانی‌ كوردی‌ ده‌رد له‌گیانم

نه‌فارس‌و نه‌كورد زووان دوجۆره‌

خودایش بزانی‌ ئی‌ كاره‌ زووره‌

توخۆ كوردیگی‌ بیوده‌سه‌ فاس

خودا كردییه‌‌و دی‌ كه‌س نیناس

ئه‌م شێعره‌ ده‌كه‌وێته‌ سه‌ر زمانی‌ خه‌ڵك به‌تایبه‌ت خه‌ڵكی‌ كه‌ڵهۆر كه‌ له‌هه‌موو كاتێكدا به‌رگری‌ له‌خۆی‌‌و زێدی‌ نیشتمانی‌ كردووه‌ دۆژمنانی‌ كوردیش وه‌كو به‌ربه‌ست له‌به‌رده‌م سیاسه‌ته‌كانی‌ شۆفینیزمی‌ خۆیان زانیویانه‌ دوایی‌ رزا شا‌و هاتنه‌ سه‌ركاری‌ كوره‌كه‌ی‌ هه‌مه‌ رزاشا كرماشان ده‌بێ‌ به‌مه‌ڵبه‌ندی‌ رادیو‌و ته‌له‌فزیۆن رێكخراوی‌ فه‌رهه‌نگی‌ په‌ره‌ده‌ستێنێت‌و كه‌سانێكی‌ دڵسۆز وه‌كو مامۆستا مه‌زهه‌ری‌ خالقی‌‌و مامۆستا سه‌یه‌د تاهیری‌ هاشمی‌ مامۆستا مه‌لا محه‌مه‌دی‌ ره‌بیعی‌ حه‌سه‌ن زیره‌ك‌و ماموستا میرزاده‌ رۆڵی‌ چاكیان ده‌گێرا هه‌موو ئه‌وانه‌ نه‌یانتوانی‌ رۆڵی‌ فارسی‌ نووسینی‌ روشنبیرانی‌ كرماشانی‌ وه‌كو مه‌نسووری‌ یاقووتی‌ عه‌لی‌ ئه‌شره‌فی‌ ده‌رویشیان لاری‌‌و ئه‌فغانی‌ له‌و سه‌رده‌مه‌ بۆ راژه‌ به‌زمانی‌ فارسی‌ به‌رچاو نه‌گرین.

ئه‌م ره‌وته‌ واته‌ هه‌ژمونی‌ زمانی‌ فارسی‌ به‌سه‌ركورد هه‌تا ده‌چوو په‌یتا په‌یتا زۆرتر‌و زاڵ‌ تر ده‌بوو كه‌ وای‌ لێ بێت بگاته‌ ناوماڵان‌و بنه‌له‌كانیش له‌ترسی‌ ئه‌وه‌ی‌ منداڵه‌كانیان له‌قوتابخانه‌‌و كۆمه‌ڵگا تووشی‌ كێشه‌ نه‌بن ده‌بنه‌ پاڵپشت بۆ ئه‌م پرۆژه‌یه‌ به‌بێ‌ بیركردنه‌وه‌ له‌ره‌هه‌نده‌كانی‌ دوایی‌‌و داهاتوو‌و زۆرجاریش منداڵ‌ خۆی‌ حازر به‌قه‌بولی‌ كردنی‌ ئه‌م به‌زمه‌ نه‌بوو به‌ڵام له‌لایه‌ن باوك‌و دایك وه‌كو فه‌رزێك به‌سه‌ریان ده‌سه‌نپدرا.

ئه‌م عه‌قلانیه‌ته‌ كه‌ ئاخاوتن به‌زمانی‌ فارسی‌ نیشانه‌ی‌ پێشكه‌وتوویی‌‌و شارستانیه‌ته‌‌و كورد بوونی‌ كوردی‌ ئاخاوتن هه‌ژاری‌‌و دواكه‌وتوییه‌. ده‌بێته‌ نمونه‌‌و مۆدێل له‌ناو كۆمه‌ڵگای‌ ئه‌م شاره‌ ئه‌م سرینه‌وه‌ی‌ زمان‌و فارساندن كه‌ بچوكترین‌و كه‌مترین هه‌زینه‌‌و تێچووی‌ بۆ دوژمنان‌و له‌هه‌مان كات خۆكوژێكی‌ هێمن‌و كاره‌ساتێكی‌ كوشنده‌یه‌ بۆ نونه‌ته‌وه‌كه‌مان ده‌خۆلقێنێت ده‌بێته‌ هێلی‌ سیاسی‌‌و هزری‌ حكومه‌ته‌كانی‌ داگیركه‌ر‌و هه‌تا سه‌ره‌تای‌ ده‌هه‌ی‌ 90 پێش چوونیكی‌ به‌خۆی‌ ده‌بینێ‌ به‌ڵام به‌خۆشیه‌وه‌ ئه‌م دیارده‌یه‌ له‌م ساڵانه‌دا ده‌كه‌وێته‌ ناو رۆژڤی‌ توێژی‌ گه‌نج‌و لاو‌و خوێندكار‌و مشتومه‌ری‌ له‌ناو كۆر‌و كۆمه‌ڵ‌ ئه‌ده‌بی‌‌و ئاكادمی‌ كان‌و شرۆڤه‌ لێده‌كه‌ن وه‌كو ئه‌ركێكی‌ روشنبیری‌‌و راژه‌ی‌ نه‌ته‌وه‌یی‌ ده‌بێته‌ پێشه‌یان‌و هه‌ڵێك ده‌ره‌خسێنت بۆ چاپی‌ كتێب‌و گۆڤار به‌شێوه‌زاری‌ كه‌ڵهۆری‌‌و په‌ره‌سه‌ندنی‌ بیری‌ نه‌ته‌وه‌یی‌ هه‌ڵبه‌ت رۆڵی‌ سه‌ته‌لایت‌و راگه‌یاندنی‌ كوردی‌ له‌م سالانه‌دا توانی‌ تا راده‌یه‌ك ئاستی‌ هوشیاری‌ سیاسی‌‌و نه‌ته‌وه‌یی‌ به‌رزبكاته‌وه‌‌و رێگربێت به‌رده‌م پرۆژه‌ی‌ تواندنه‌وه‌ی‌ نه‌ته‌وه‌كه‌مان.

هه‌نووكه‌ به‌پێچه‌وانه‌ی‌ ساڵانی‌ رابردوو خه‌ڵكانێك له‌ناو ساڵاندا فارسی‌ قسه‌ده‌كه‌ن (به‌پێ‌ نه‌ریتێك كه‌ ئاماژه‌مان كرد) و له‌شوێنه‌ گشتیه‌كان‌و كۆمه‌ڵگا به‌زمانی‌ كوردی‌ دێنه‌ ئاخاوتن كه‌ ده‌كرێ‌ وه‌كو هه‌نگاوێك به‌ره‌‌و پێش چوون سه‌یری‌ بكه‌ین‌و بایه‌خی‌ پێ‌ بده‌ین.

له‌كۆتاهی‌ دا كێشه‌ی‌ كرماشان قه‌یرانی‌ پێناسه‌یه‌‌و پێویستی‌ به‌خه‌باتێكی‌ فه‌رهه‌نگی‌‌و سیاسی‌ هه‌مه‌ لایه‌نه‌یه‌‌و پێویسته‌ حیزبه‌كانی‌ رۆژهه‌ڵاتی‌ كوردستان به‌سیاسته‌كانی‌ خۆیان بچنه‌وه‌‌و میكانیزمی‌ تایبه‌ت بۆ ئه‌م ناوچه‌یه‌ بدۆزنه‌وه‌ دوور له‌به‌رژه‌وه‌ندی‌ ته‌سكی‌ حیزبایه‌تی‌‌و تاكه‌كه‌سی‌‌و ناوچه‌ گرایی‌ وه‌كو ئه‌ركێكی‌ نه‌ته‌وه‌یی‌‌و نیشتمانی‌ به‌رچاو بكرێت ته‌نها به‌سۆز خه‌مخوری‌ نه‌بن له‌گرنگی‌ ناوچه‌كه‌ بۆ هه‌ر چوارپارچه‌ی‌ كوردستان تێرامانین بكه‌ن